مجموعة مؤلفين
126
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
در اينجا ، نان ، حقه دو قمرى و هيزم ، حقه يك قمرى و تخم ، مرغ چهار عدد يك قمرى و جو ، حقه يك قمرى و كاه ، جوالى سه قمرى است ، گوشت ، حقه ده قمرى است . چيز ديگر پيدا نمىشود و روغن در تمام عربستان گران است هر كه مى آيد بايد روغن و نمك با خيك آب همراه بياورد كه خيلى صرفه است و نمك عربستان تلخ است و خيك آب هم از جمله واجبات است كه بايد باشد ، قليان ما بين راه شكست و در سامره قليان پيدا نمىشد ، آفتابه بزرگ را ، لوله او را گرفتيم و ميانه زديم قليان كرديم و مى كشيم ، كار راه افتاد و من زخم رانم كه هر ساله عود مىكند در بهار عود كرده ، و درد مىكند كه به طرف راست مى خوابم [ 104 ] و طرف چپ نمى توانم بخوابم و سيد تقى هم خوب شده ولى گاه گاهى پاى عبدالحميد درد مىكند . [ شهرت گداى سامرّا ] روز سه شنبه هيجدهم [ ربيع الاول ] : [ منزل ] سامره ، يك ساعت به صبح مانده برخاسته ، وضو گرفتم و چاى آقا سيد رضا درست كرده بود ، صرف شد و قليان آفتابه را كشيديم و قدرى صحبت پدران را نموديم و ياد نموديم . بعد حرم مشرف شديم ، نماز صبح و زيارت را خوانديم . برف مىآمد ولى آب مىشد ، نمى ماند . در سردابه حضرت حجت رفتيم زيارت كرده نماز كرديم ، امان از دست متولىها كه گداى سامره مشهور است ، اگر چه حالا زوار را مثل قبل اذيت نمىكنند ولى باز خيلى گدا دارد ، بعد منزل آمديم آتش روشن كرده ، گرم شديم و به جهت ناهار آبگوشت حضوراً درست نموديم و ميرزا مهدىخان مىگويد اگر آش رشته بود مى خورديم ، خوب بود ، حالا طهرانى ها آش رشته مى خورند و ياد ما نمىكنند ولى ما از خيال آنها بيرون نمىرويم چه در زيارت و چه در مأكولات خودمان ، بارى من جواب گفتم ، انشاء الله ، آش پيش پاى خودمان را در طهران خواهيم خورد ، اگرچه آن قسمت را هم گمان ندارم داشته باشيم . انشاء الله ، فردا خيال حركت را داريم ، تا خدا چه خواهد ، ناهار آبگوشت [ 105 ] و ماست و خرما داشتيم پلو هم امروز پيدا نمىشد ، صرف شد . بعد از ناهار مكارى آمد كه الآن بايد برويم ، ما را چاره منحصر شد به اينكه مخارج مال يك شبه او را بدهيم بماند ، به هزار مرافعه قبول كرد ، خودش رفت و دو مال ما را گذاشت .